خسته ام................
پس کی تموم میشن این روزای کوفتی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
تنها چند گام تا دکتر شدن مانده
پس کی تموم میشن این روزای کوفتی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
سه تا زن انگليسي ، فرانسوي و ایرانی با هم قرار ميزارن كه اعتصاب كنن و ديگه
كارای خونه رو نكنن تا شوهراشون ادب بشن و
بعد از يك هفته نتيجه كارو بهم بگن.
زن فرانسوي گفت:
به شوهرم گفتم كه من ديگه خسته شدم بنابراين نه نظافت منزل، نه آشپزي، نه اتو و نه …
خلاصه از اينجور كارا ديگه بريدم. خودت يه فكري بكن من كه ديگه نيستم يعني بريدم!
روز بعد خبري نشد ، روز بعدش هم همينطور .
روز سوم اوضاع عوض شد، شوهرم صبحانه را درست كرده بود و اورد تو رختحواب من هم هنوز خواب بودم ، وقتي بيدار شدم رفته بود .
زن انگليسي گفت:
من هم مثل فرانسوي همونا را گفتم و رفتم
كنار.
روز اول و دوم خبري نشد ولي روز سوم ديدم شوهرم
ليست خريد و كاملا تهيه كرده بود ، خونه رو تميز كرد و گفت كاري نداري عزيزم منو بوسيد و رفت.
زن ایرانی گفت :
من هم عين شما همونا رو به شوهرم گفتم
اما روز اول چيزي نديدم
روز دوم هم چيزي نديدم
روز سوم هم چيزي نديدم
شكر خدا روز چهارم يه كمي تونستم با چشم چپم ببينم
دگر هیچ نتوان کنی جست و
جوی
بخر، زایمان کن، بروب و بپز
بدوز و اتو کن، بساب و بشوی
بیا و برو،
میهمانی بده
شود استراحت، تو را آرزوی
نداری اگر خانه، سالی دو بار
تو با
شوهرت می روی کو به کوی
مبادا که چیزی بخواهی از او
تو باید شوی همسری صرفه
جوی
وگر همسرت مایه دار است هم
مبادا دوتا باشه تنبانِ اوی
بخواهی اگر
شوهری سر به راه
برس دائما هی به روی و به موی
اپیلاسیون، رنگ، مش، های
لایت
که با دیدن تو بگویند: وووووووووی
شب امتحان بی شب امتحان
و الا برد
شو ز تو آبروی
نباید بگیری تو هیچ استرس
شب امتحان هی شوی ترشروی
بگوید که
برگرد پیش بابات
برایش اگر آوری نیمروی یکی او
یکی بچه ها مانعند
که حفظت شود جزوه ها مو به موی
رسد مادر
شوهرت هم ز راه
برای کمی غرغر و گفت و گوی
قدم رو رود روی اعصاب تو
به کلی
بریزد به هم خلق و خوی
به دنبال او هی ز در می رسند
یکایک عموزاده ها و
عموی...
از این رو مجرد اگر مانده
ای
....به دو عالم ندهم لذت بیماری را ...
همکاران عزیزم روزتون مبارک . امیدوارم تو روپوش مقدس پزشکی ببینمتون .![]()
![]()
دخترها: بعضی از اونا واقعاً می خونند حالا چی می خونند خدا میدونه ولی واسه اینكه تابستون راحت باشن و به بهانه ی كلاس سنتور , نقاشی و ... با دوست پـسر عزیزشون برن عشق و صفامیرن سر كتاب تا یكی دو ساعت دیگه كلشونو از كتاب بر نمی دارن . عادت دارن زیر مطالب كتاب خط بكشن كه بعدا بخونن! بعضی هاشون هم كه مثلا درس می خونن كتاب جلوشونه چشمشون هم روی كتابه ولی حواسشون یه جای دیگس ...( پیشه همون پسره) یه عده ای هم هستن كه به بهونه اینكه مشكل دارن زنگ میزنن خونه دوستشونو دوستشون هم از خدا خواسته حدود یك ساعت و اندی به طوری كه اشك و دود تلفن در میاد برای هم قصه بی بی چساره تعریف می كنند یه سری هم به دلیل اینكه دوست پسر ندارن و انگیزه ای برای دو در كردن كلاسا ندارن مجبورن خر بزنن تا برن دانشگاه !!!
و اما پسر ها: یا درس نمی خونن یا وقتی می خوان بخونن باید حسش بیاد. وقتی حسش میاد كه شب امتحانه ... یه كم كه درس خوندن یه موردی پیش میاد و بهش خیره می شن و به یه چیزی فكر می كنن بعد انگار كه درس خوندن بلند میشن میرن استراحت می كنن بعد از یك ساعت استراحت دوباره میرن میشینن فكر می كنن . وقتی فكرشون تموم شد كتاب رو ورق میزنن یه كم براندازش میكنن وزنش می كنن استخاره می كنن برای خودشون تقسیمش می كنن میگن تا ساعت فلان اینقدر می خونم تا ساعت فلان اینقدر بعد میرن استراحت كنن . حین استراحت حسشون تموم میشه حال ندارن برن بخونن ولی چون می دونن فردا امتحان دارن پا میشن میرن سر كتابشون. همینجور كه می خونن هیچی حالیشون نیست چون جای دیگه فكر می كنن( لازم به ذكر است كه هیچ وقت در هیچ موقعیتی فكر نمی كنن فقط موقع درس خوندن فكرشون میاد بعد از نیم ساعت دوباره میرن استراحت، بعد سه ربع استراحت می بینن خیلی دیر شده .دوباره میرن درس بخونن این بار می خونن یه چیزایی هم یاد میگیرن ولی چیزایی كه یاد نمی گیرن رو میذارن كه فردا از دوستاشون بپرسن یه كم به معلمشون فحش میدن می گن اینارو درس نداده خلاصه آخرش نمیرسن كتاب رو تموم كنن فردا میرن میبینن كه دوستاشون یه چیزایی می گن كه تا حالا به گوششون نخورده بعد اعصابشون خط خطی میشه اونایی هم كه خونده بودن یادشون میره به همین سادگی! آخرشم به هیچ جا نمرسن و ول میشن تو کوچه وخیابون!!!!
حقایق زندگی :
۱. با زبونت نمیتونی تمام دندوناتو لمس کنی...
۲. اونقد ساده ای که الان داری اینکارو میکنی ....
۳. الان داری میخندی .....
۴. هنوز نیشت بازه !...
۵. الان داری فکر میکنی بری اینو برا چند نفر تعریف کنی.....
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
و اما یه شعر :
همکلاسی های من یادم کنید
بازهم در کوچه فریادم کنید
کاش هرگز زنگ تفریحی نبود
جمع بودن بود و تفریقی نبود
کاش می شد باز کوچک میشدیم
لا اقل یک روز کودک میشدیم
ای دبستانی ترین احساس من
بازگرد
این مشق ها را خط بزن
پی نوشت : بچه ها دیگه انقد از بی مطلبی مردیم که من مجبور شدم اس ام اس براتون بنویسم . خدایی نمیدونم چی بنویسم مثلا اگه سوتی بخوام بنویسم دفتر دست پریه و اون بیچاره هم دیگه انقد پشت هم مطلب گذاشته گناه داره ..... بخوام عکس بچگی بذارم که دیگه خیلی تابلو تقلید کاری میشه (اخه فاطمه یگانه اینکارو کرده ) اگه بخوام شعر عشقولی بذارم که اصلا تو گروه خونم نیست . مطلب پزشکی هم که منبعی ندارم که بخوام بنویسم . مطلب آموزشی هم بذارم همه فحشم میدن . طنز بذارم میان میگن اصلا به وبلاگتون نمیخوره . عکس بذارم میگن باز نمیشه.... خلاصه هر چی بذارم یکی یه چی میگه دیگه.....
در ضمن فعلا کامپیوتر سارا اینا خرابه . هما هم عذرش موجه . پری هم انقد خارج از نوبت نوشته که دیگه تا مدتها هم ننویسه عب نداره ( با لحن خانوم محمودی بخونید !) .... خلاصه ما موندیم و یه وبلاگ که باید به روزش کنیم و کلا هم حوصله این کارو رو نداریم .و صد البته نیست منم کم حرفم .... خلاصه مستحضرید که .....
اینبار هم فقط اومدم اینارو بگم و دیگه برم (احتمالا دیگه نمینویسم از این به بعد) :
هی روزگار....وبلاگمون الان داره رو به تعطیلی میره . حالا سال تحصیلی هم که بشه دیگه اونوقت هیچ کدوممون یه سر هم این ورا نمیایم(بالاخره میخوایم درس بخونیم دکتر شیم دیگه !) و بکل وبلاگ منهدم میشه !! تابستون بعدشم که به حمدلله ما پیشیم و تا یه مدت به کل ارتباطاتمون با دنیای اطراف قطعه ...... خلاصه زمان بازگشت به دنیای عادی (منظورم کنکوری نبودنه )انشاالله تابستون ۹۲ میشه !
و اما اون تابستون.... به نظرم اون موقع یا باید بیایم این وبلاگ (البته اگه بسته نشده باشه ) یا ۴ تایی یه وب جدید بزنیم تا دوباره بیایم بنویسیم و خوش باشیم . البته بایداسمشو عوض کنیم(یعنی امیدوارم که اینطور باشه ) و مثلا بذاریم بالاخره پزشک شدیم یا جوجه پزشکان یا یه چیز تو همون مایه ها ......
یعنی میشه؟![]()
یعنی میشه یه روز ما هم تو درباره وبلاگمون بنویسیم : ما بچه های پزشکی دانشگاه تهرانیم و روپوش سفید تنمونه (البته از نوع پزشکی !)و...
ودور این موسمون نوشته ی "چون که دکتر شدیم. صلوات" بچرخه؟ یا زیر اسم وبلاگمون به جای چند گام تا دکترشدن مانده بنویسیم خدایا شکرت که که ماهم خانوم دکترشدیم ...
یا بیایم خاطرات کلاس آناتومیمون رو بنویسیم و دیگه مطلب کم نیاریم که بخوایم اس ام اس بنویسیم (خودمو عرض کردم )
یا بیایم سوتی های استاد ها رو بنویسم؟ یا .....
خلاصه ما دعا میکنیم که خدا اون روزو بیاره . شما هم لطفا برامون آرزوی موفقیت کنید .......
به امید دیدار . فعلا خداحافظ
و ندایی که به من می گوید:
"گرچه شب تاریک است
دل قوی دار
سحر نزدیک است"
دل من ،در دل شب،
خواب پروانه شدن می بیند
مهر در صبحدمان داس به دست
خرمن خواب مرا می چیند
آسمان ها آبی،
-پر مرغان صداقت آبی ست-
دیده در آینه ی صبح تو را می بیند
از گریبان تو صبح صادق،
می گشاید پر و بال
تو گل سرخ منی
تو گل یاسمنی
تو چنان شبنم پاک سحری؟
-نه،
از آن پاک تری ...
تو بهاری؟
-نه،
بهاران از توست
از تو می گیرد وام،
هر بهار این همه زیبایی را
هوس باغ و بهارانم نیست
ای بهین باغ و بهارانم از تو !
سبزی چشم تو
دریای خیال
پلک بگشا که به چشمان تو دریابم باز،
مرغ سبز تمنایم را
ای تو چشمانت سبز
در من این سبزی هذیان از توست
سبزی چشم تو تخدیرم کرد
حاصل مزرعه ی سوخته برگم از توست
زندگی از تو و
مرگم از توست...
توجه:به دليل پيچيدگى و مشکلى موضوعات، براى هر کلاس بيش از ٨ نفر ثبت نام نمیشود.
کلاس ۱
چگونه جايخى را پر میکنند؟
*برگزارى به صورت مرحله به مرحله همراه با نمايش اسلايد
مدّت: ٤ هفته، دوشنبهها و چهارشنبهها از ساعت ١٩ تا ۲۱
کلاس ۲
آيا دستمال توالت خود به خود عوض میشود؟
*برگزارى به صورت ميزگرد و بحث آزاد
مدّت: ٢ هفته، شنبهها از ساعت ١٨ تا ٢٠
کلاس ۳
مسئوليت پذیری در قبال سطل زباله بردن یا نبردن؟
*برگزارى به صورت کار عملى و گروهى
مدّت: ٤ هفته، يکشنبهها از ساعت ١٩ تا۲۱
کلاس ۴
تفاوتهاى بنيادى بين سبد لباسهاى کثيف و کف زمین؟
*برگزارى به صورت نمايش فيلم با توضيحات تکميلى
مدّت: ٣ هفته، پنجشنبهها از ساعت ١٤ تا ١٦
کلاس ۵
آيا ظرفهاى غذا میتوانند خودشان پرواز کنند و در سينک آشپزخانه فرود آیند؟
*برگزارى به صورت نمايش ويديويى
مدّت: ٤ هفته، سهشنبه و پنجشنبهها از ساعت ١٩ تا ۲۱
کلاس ۶
يادگيرى چگونگى پيداکردن چيزها...ابتدا نگاه کردن به سرجايش وبعد زيرورو کردن خانه
*برگزارى به صورت بحث آزاد
مدّت: ٢ هفته، دوشنبهها از ساعت١٨ تا۲۰
کلاس ۷
حفظ سلامتى ... گل آوردن براى همسر سلامتى شمارا به خطر نمیاندازد.
*برگزارى به صورت نمايش اسلايد همراه با نوار صوتى
مدّت: سه شب، يکشنبه، سهشنبه و پنجشنبه از ساعت ۱۹ تا ۲۱
کلاس ۸
تفاوتهاى بنيادى بين مادر و همسر
*برگزارى به صورت آنلاين و نقش بازى کردن
مدّت: نامحدود، سهشنبهها از ساعت ١٩ تا۲۲
کلاس ۹
حفظ آرامش به هنگام خريد کردن همسر
*برگزارى به صورت تمرينات مديتيشن و روشهاى تنفسى
مدّت: ٤ هفته، شنبهها و سهشنبهها از ۱۷ تا ۲۰
کلاس ۱۰
مبارزه با فراموشى ... به يادآوردن روز تولد، سالگردها و ساير تاريخهاى مهم
*برگزارى به صورت جلسات شوک درمانى
مدّت: سه شب، يکشنبه و سهشنبه و پنجشنبه از ساعت ١٩ تا ٢١
کلاس ۱۱
اجاق گاز چيست و چگونه استفاده میشود؟
*برگزارى به صورت نمايش زنده
سهشنبهها از ساعت ١٨ تا ۲۰
کلاسهاى بهاره براى خانم ها ثبت نام تا پایان اردیبهشت
توجه: به دليل پيچيدگى و مشکلى موضوعات، براى هر کلاس بيش از 8 نفر ثبت نام نمی شود.
کلاس ۱
چگونه 2.5 متر ماشین رو تو 8 متر جای پارک قرار دهیم؟
*برگزارى به صورت مرحله به مرحله با نمايش اسلايد
مدّت: ٤ هفته، دوشنبهها و چهارشنبهها از ساعت ۱۹ تا ۲۱
کلاس ۲
آیا میتوان با آمادگی قبلی برای رفتن به مراسم عروسی همزمان با آقایان حاضر شد؟
*برگزارى به صورت کار عملى و گروهى
مدّت: ٤ هفته، يکشنبهها از ساعت ١٩ تا ۲۱
کلاس ۳
نحوه گرفتن صحیح فرمان اتومبیل (بطور ثابت و در حال دور زدن)
*برگزارى به صورت نمايش فيلم با توضيحات تکميلى
مدّت: ٣ هفته، پنجشنبهها از ساعت ١٤ تا ۱۶
کلاس ۴
نحوه تشخیص تاریخ انقضاء مواد خوراکی از روی بسته آنها هنگام خرید
*برگزارى به صورت نمايش ويديويى
مدت: ٤ هفته، سهشنبه و پنجشنبهها از ساعت ١٩ تا ۲۱
کلاس ۵
اهمیت دادن به ظاهر و هیکل خود بعد از ازدواج به مانند قبل آن
*برگزارى به صورت بحث آزاد
مدّت: ٢ هفته، دوشنبهها از ساعت ۱۸ تا ۲۰
کلاس ۶
چطور می توان با تلفن زیر 30 دقیقه صحبت کرد؟
*برگزارى به صورت ميزگرد و بحث آزاد
مدّت: حداقل ٦ ماه، سهشنبهها از ۱۸ تا ۲۰
کلاس ۷
تفاوتهاى بنيادى بين شوهر و آرنولد شوارتزنگر ، براد پیت و بیل گیتس
*برگزارى به صورت آنلاين و نقش بازى کردن
مدّت: نامحدود، سهشنبهها از ساعت ۱۹ تا ۲۲
کلاس ۸
رد نشدن از جلوی تلویزیون با جارو به هنگام پخش فینال جام باشگاه های اروپا
*برگزارى به صورت تمرينات مديتيشن و روشهاى تنفسى
مدّت: ٤ هفته، شنبهها و سهشنبهها از ۱۷ تا ۲۰
کلاس ۹
عدم حساسیت به دختران زیبا تر از خود و عدم زشت خطاب کردن آنها و ایراد بستن به آنها
*برگزارى به صورت جلسات شوک درمانى
مدّت: سه شب، يکشنبه و سهشنبه و پنجشنبه از ساعت ۱۹ تا ۲۱
* پس از پايان دوره، به کسانى که امتحانات را با موفقيت بگذرانند ديپلم افتخار داده خواهد شد.
***********************************
از دريچهبا دل خسته، لب بسته، نگاه سردمي كنم از چشم خواب آلوده خودصبحدمبيروننگاهي:در مه آلوده هواي خيس غم آورپاره پاره رشته هاي نقره در تسبيح گوهر . . .در اجاق باد، آن افسرده دل آذركاندك اندك برگ هاي بيشه هاي سبز را بي شعله مي سوزد . . .من در اينجا مانده ام خاموشبر جا ايستادهوز دو چشم خسته اشك يأس مي ريزم به دامان:سردجاده خاليزير باران!
.اگر داوطلبی در كنكور قبول نشد هیچ تقصیری نداردچرا كه سال فقط 365 روز است . در حالی كه:
1- سال 52 جمعه داریم و میدانید كه جمعه ها فقط برای استراحت است به این ترتیب 313 روز باقی میماند.
2- حداقل 50 روز مربوط به تعطیلات تابستانی است كه به دلیل گرمای هوا مطالعه ی دقیق برای یك فرد نرمال مشكل است.بنابراین 263 روز دیگر باقی میماند.
3- در هر روز 8 ساعت خواب برای بدن لازم است كه جمعا"" 122 روز میشود. بنابراین 141 روز باقی میماند.
4- اما سلامتی جسم و روح روزانه1 ساعت تفریح را میطلبد كه جمعا"" 15 روز میشود.پس 126 در روز باقی میماند.
5- طبیعتا"" 2 ساعت در روز برای خوردن غذا لازم است كه در كل 30 روز میشود. پس 96 روز باقی میماند.
6- 1 ساعت در روز برای گفتگو و تبادل افكار به صورت تلفنی لازم است. چرا كه انسان موجودی اجتماعی است.این خود 15 روز است.پس 81 روز باقی میماند.
7- روزهای امتحان 35 روز از سال را به خوداختصاص میدهند. پس 46 روز باقی میماند.
8- تعطیلات نوروز و اعیاد مختلف دست كم 30 روز در سال هستند. پس 16 روز باقی میماند.
9- در سال شما 10 روز را به بازی میگذرانید.پس 6 روز باقی میماند.
10- در سال حداقل 3 روز به بیماری طی میشود و 3 روز دیگر باقی است.
11- سینما رفتن و سایر امور شخصی هم 2 روز را در بر میگیرند. پس 1 روز باقی میماند.
12- 1 روز باقی مانده همان روز تولد شماست.چگونه میتوان در آن روز درس خواند؟!!
منبع :http://www.tebyan.net
HARD DISK GIRLS
She remembers everything, FOREVER
میروم در ایوان ،تا بپرسم از خود
زندگی یعنی چه ؟
مادرم سینی چایی در دست
گل لبخندی چید ،هدیه اش داد به من
خواهرم تکه نانی آورد ،آمد آنجا
لب پاشویه نشست
پدرم دفتر شعری آورد ،تکیه بر پشتی داد
شعر زیبایی خواند ،و مرا برد ،به آرامش زیبای یقین
با خودم می گفتم :
زندگی ،راز بزرگیست که در ما جاریست
زندگی فاصله آمدن و رفتن ماست
رود دنیا جاریست
زندگی ،آبتنی کردن در این رود است
وقت رفتن به همان عریانی،که به هنگام ورود آمده ایم
دست ما در کف این رود به دنبال چه می گردد؟
هیچ !!!
زندگی ،وزن نگاهی است که در خاطره ها می ماند
شاید این حسرت بیهوده که بر دل داری
شعله گرمی امید تو را ،خواهد کشت
زندگی درک همین اکنون است
زندگی شوق رسیدن به همان
فردایی است،که نخواهد آمد
تو نه در دیروزی،و نه در فردایی
ظرف امروز پر از بودن توست
شاید این خنده که امروز دریغش کردی
آخرین فرصت همراهی با امید است
زندگی یاد غریبی است که در سینه خاک
به جا می ماند
زندگی سبزترین آیه در اندیشه برگ
زندگی خاطر دریایی یک قطره در آرامش رود
زندگی حس شکوفایی یک مزرعه در باور بذر
زندگی باور دریاست در اندیشه ماهی در تنگ
زندگی ترجمه روشن خاک است در آیینه عشق
زندگی فهم نفهمیدن هاست
زندگی پنجره ای باز به دنیای وجود
تا که این پنجره باز است جهانی با ماست
آسمان،نور،خدا،عشق،سعادت با ماست
فرصت بازی این پنجره را دریابیم
در نبندیم به نور،در نبندیم به آرامش پرمهر نسیم
پرده از ساحت دل برگیریم
رو به این پنجره باشوق سلامی بکنیم
زندگی ،رسم پذیرایی از تقدیر است
وزن خوشبختی من،وزن رضایتمندی است
زندگی ،شاید شعر پدرم بود که خواند
چای مادر،که مرا گرم نمود
نان خواهر که به ماهی ها داد
زندگی شاید آن لبخندی ست که دریغش کردیم
زندگی زمزمه پاک حیات ست،میان دو سکوت
زندگی،خاطره آمدن و رفتن ماست
لحظه آمدن و رفتن ما،تنهایی ست
من دلم می خواهد
قدر این خاطره را دریابیم ...
نظر به ارتقا سطح اطلاعات پزشکان آینده این مرز و بوم تصمیم گرفتیم گامی چند در این راستا برداریم ( وای خسته شدم چقد ثقیل بود )
چند تا لغت براتون میذارم بخونید و حفظ کنید تا بعد ! حفظ هم نکردید حد اقل یکی ازتون پرسید به گوشتون آشنا باید !!!یه وقت نگن دکتر نیستیم !
بسم الله .....
آنکال/ on call:
همون گوش بزنگ . در واقع پزشکی که از طریق تلفن در دسترس باشه و در مواقع اورژانسی به کمک بشتابد .
اتند/ attending physician :
پزشک متخصصی که همیشه در بخش حضور داره و بر کار مراقبت از بیماران نظارت میکنه .
اردر/ order :
دستور های پزشکی که در پرونده درج میشه . مثلا فلان دارو هر 8 ساعت خورده شه.
استاژر / stager :
کار آموز. در واقع دانشجوی پزشکی در بیمارستان . این دوره دو تا دو ونیم سال طول میکشه . به سال اول آن استاژر یک و به سال دوم آن استاژر دو میگن .
استریت / straight :
ابر خر خون !!! نهایت درسخونی . درصد اول کلاس از نظر سطح علمی . مثلا 3 نفر اول کلاس تو یه کلاس 300 نفره ! میتونند بدون طرح و سربازی در امتحان رزیدنتی (تخصص) شرکت کنند .
اسکرین - تریاژ / screen -triage :
در بیمارستانها یا درمانگاه ها جایی است که بیماران به صورت اولیه ویزیت میشوند و در صورت لزوم به سرویس تخصصی مربوط ارجاع می گردند .
اکسپایر شدن یا د-ث شدن/ expiration _ death :
انا لله و انا الیه راجعون . به رحمت ایزدی پیوستن .![]()
انترن / intern :
کارورزو . دانشجویی که دکتر شده ولی هنوز باید مدتی کار ورزی کند و از تزش هم دفاع نکرده
پاویون :
ساختمان محل استراحت پزشکان . جایی که یک و نیم سال خانه انترن ها و حد اقل دو سال خانه رزیدنت هاست
چیف/ chief :
نماینده یا مبصر . کسی که کارها را راست و ریست میکند و کشیک تقسیم میکنه
راند- گراند راند / grand_grand round :
جمع شدن پزشکان و گاهی پرستاران بخش دور تخت تک تک مریض های بخش .در مورد شرح حال بیماران و کارهایی که براشون انجام شده .
فلو / fellow :
دانشجویان فوق تخصص رو میگن . به دوره ی فوق تخصص هم میگن فلو شیپ .
خب دیگه اینارو یاد بگیرید تا بعد .......
«زندگی زیبایی ست
«می توان ،
«بر درختی تهی از بار ،زدن پیوندی
«می توان در دل این مزرعه ی خشک و تهی بذری
ریخت
«می توان ،
«از میان فاصله ها را برداشت
«دل من با دل تو ،
«هر دو بیزار از این فاصله هاست
****************************************************
و چه رویاهایی!
که تبه گشت و گذشت
و چه پیوند صمیمیت ها،
که به آسانی یک رشته گسست
چه امیدی،چه امید؟
چه نهالی که نشاندم من و بی بر گردید
دل من می سوزد ،
که قناری ها را پر بستند
که پر پاک پرستو ها را بشکستند
و کبوتر ها را
-آه،کبوتر ها را ...
و چه امّید عظیمی به عبث انجامید
در میان من و تو فاصله هاست
گاه می اندیشم ،
-می توانی تو به لبخندی این فاصله را برداری !
تو توانایی بخشش داری
دست های تو توانایی آن را دارد،
-که مرا ،
زندگانی بخشد
چشم های تو به من می بخشد
شور عشق و مستی
و تو چون مصرع شعری زیبا،
سطر برجسته ای از زندگی من هستی
دفتر عمر مرا ،
با وجود تو شکوهی دیگر ،
رونقی دیگر هست
می توانی تو به من ،
زندگانی بخشی ،
یا بگیری از من ،
آن چه را می بخشی
![]()
![]()
![]()
رانندگی در کشور های مختلف
شیکاگو: یک دست روی فرمان، یک دست بیرون پنجره
نیویورک: یک دست روی فرمان، یک دست روی بوق
بوستون: یک دست روی فرمان، روزنامه در دست دیگر، پا محکم بر روی پدال گاز
اوهیو: هر دو دست بر روی فرمان، هر دو پا روی پدال ترمز، قرار گرفتن در تیر رس تروریست ها
کالیفورنیا: هر دو دست روی هوا، قیافه گرفتن، هر دو پا روی پدال گاز، صورت چرخیده و مشغول صحبت با کسی که روی صندلی عقب نشسته
به ایران خوش آمدید: یک دست روی بوق، با دست دیگر مشغول دست دادن، یک گوش به موبایل، گوش دیگر مشغول شنیدن موزیک با صدای بلند، پا بر روی پدال گاز، چشمها به خانمهای کنار خیابان دوخته شده، صحبت با شخص دیگری که در ماشین بغل او در حرکت است.
ره خوابم زد و ماندم بیدار ،
ریخت از پرتوی لرزنده ی شمع ،
سایه ی دسته گلی بر دیوار .
***********************
همه گل بود ،ولی روح نداشت!
سایه ای مضطرب و لرزان بود
چهره ای سرد و غم انگیز و سیاه
گوییا مرده ی سرگردان بود!
***********************
شمع ،خاموش شد از تندی باد
اثر از سایه به دیوار نماند
کس نپرسید :کجا رفت؟که بود؟
که دمی چند در اینجا گذراند!
***********************
این منم خسته در این کلبه ی تنگ
جسم درمانده ام از روح جداست
من ،اگر سایه ی خویشم،یا رب
روح آواره ی من کیست؟کجاست؟
![]()
![]()
![]()
مینویسم برای پریچهر و سارا و همای عزیز![]()
![]()
دوستان عزیزم تابستونتون مبارک . امروز 25 خرداد و همون روزیه که انتظارشو میکشیدیم ![]()
به قول معروف تابستونه وقت شادی و خنده ...
اما من هم خوشحالم هم ناراحت . خوشحال چون که از زیر فشار درس بیرون اومدیم و ناراحت چون 3 ماه از دیوونه بازی هامون خبری نیست ......![]()
دفتر سوتی دست منه ولی باور کنید تا میام توش چیزی بنویسم گریه ام میگیره . آخه هر چی مینویسم کسی جز خودم نمیاد سر بزنه و جوابمو بده .......
دیگه پری نمیاد جوابمو با فحش بده یا هما ازم غلط بگیره یا سارا تیکه بارم کنه . ![]()
خلاصه خیلی سوت و کاره . و اصلا خوندنش لذت نداره .
دلم برا دیوونه بازی ها تنگ شده !!!!
هی روز گار .......![]()
دلم براتون تنگ شده .
زنده باد (پ خ چ )![]()
![]()
برنامه تابستونی -------->
از ۲۵ خرداد تا ۴ تیر .............................. استرس کارنامه
۴ تیر .................................................. کارنامه
از۴تیر تا ۴ مرداد ..................................توسری خوردن بابت کارنامه
از۴ مرداد تا ۱۰ مرداد ............................قول دادن بابت جبران کارنامه
از ۱۰ مرداد تا ۱۰ شهریور ..................... ماه مبارک و بی حالی و خواب
از ۱۰ شهریور تا ۳۱ شهریور ..................خرید لوازم التحریرو غصه خوردن بابت شروع مدرسه ها !!!
راستی قرارمون یادت نره ! دیر نکنی منتظرم !! ۲۵ خرداد ۹۳ بستنی ناصر ! البته اگه تا اون موقع تبدیل به
بنگاه نشده باشه !!!![]()
پ ن : هما میگه اون موقع نه آخه تازه امتحان نهایی دادیم ناراحتیم
هما جون تا ۹۳ هم چنان امتحان نهایی
داره !!!![]()
راستی یه سوال : بگید شعرای دفتر سوتی رو بذارم تو وب یا نه ؟؟ حتما بگید ![]()
به به .
فهیمه اومده ؟
چی چی آورده ؟
فال عطسه !!
با صدای چی ؟
هاپچ.....
خب دیگه بیشتر از این مقدمه نمیچینم میرم سر اصل مطلب .
فال عطسه
نمیدونم تاریخچه این فال به کجا بر میگرده فقط چیزی که یادم میاد اینه در دوران طفولیت هر وقت اطرافیان عطسه میکردن بلافاصله ساعت رو نگاه می کردن بعد میرفتن سر کیفشون و یه کاغذ در میاوردن و....
خلاصه اون فال نسل به نسل چرخیده و به من رسیده منم طبق وظیفه انسانیم اونو تو وب قرار میدم تا بتونید استفاده کنید . میدونم دارید میگید خرافاته !! راست میگید .... ولی واسه خندیدن که خوبه !! در هر حال استفاده از این فال با ذکر منبع بلامانع است !!!
طرز استفاده : وقتی عطسه کردی ساعت رو نگاه میکنی ببینی اون موقع بین چه ساعت هاییه . مثلا اگه 12 و نیم بود میشه بین 12 و 1 . یا اگه 8 و 1 دقیقه بود میشه بین 8 و 9 . بعد یه کم فکر میکنی ببینی چه روزی از هفته است . بعد میای تو وب ما یه نظر میذاری !!(البته این قسمت اختیاره ) بعد از روی این فال نگاه میکنی میبینی چی گفته . نتیجه فال بستگی داره به اینکه اون موقع به کی فکر میکردی !!! مثلا اگه دیدار بود یعنی میبینیش ......
پ ن : وضع منو باید تو کلاس ببینید !! هر کی عطسه میکنه بعدش منو صدا میکنه . تازه بعضی ها ساعت های خارج از مدرسه هم که عطسه میکنن میان میپرسن . دیوونه ایم دیگه !!
پ ن : فال عطسه یه فال خیلی معمولیه یعنی اگه نتیجه فال شد هدیه بعد تا سالها دیدی هیچ چی از هیچ کس و به هیچ معنا به شما داده نشد به من بد و بیراه نگید و کادو رو از من نخواید !!!!
پ ن : حساسیت های بهاری فکر کنم شامل این فال نمیشه !!! البته نظر شما هم محترمه
پ ن : حتما نظرتون رو راجع به فال بگید
پ ن : میگم اگه دکتر نشدم رمال میشم !
پ ن : لطفا از ساعت 1 شب تا 6 صبح عطسه نکنید چون اطلاعی راجع به این عطسه های بی موقع در دسترس نیست !
پ ن : دفعه بعد فال همه ی اعمال بدن از قبیل : آبریزش بینی و سرفه و خمیازه و .... رو میارم !!
ساعت شنبه 1 شنبه 2 شنبه 3 شنبه
7-6 روزخوب صبرکن روزخوب خبرجدید
8-7 مواظب باش روزخوب مهمانی مواظب دوستات باش
9-8 دوستت داره دیدار ناراحت میشی رویایی
10-9 خوشحال باش میخواهد تو راببیند به تو فکر میکند خوابت تعبیر میشود
11-10 نامه صحبت صحبت ازخوابی وحشت داری
۱۱-۱۲دیدار دوستت داره دیدار یه دوست غمگین
12-1 دعوا آرام و رویایی به تو فکر میکند کنجکاوی بیش از حد
2-1 اتفاق خوب به گذشته اهمیت میدهد به آرزویت میرسی فامیل میشوی
۲-۳ مهمانی زیبایی ازتو طرفداری می کند به زیباییت نناز
4-3 روزخوب عجول سختی دیدار
5-4به گذشته فکرمیکند ناراحت دوست داره نامه
6-5 کمکش کن صبور صحبت منتظر توست
7-6 برایش ارزشمندی درکارش بهت می اندیشد/ ازدواج کسی به فکر فردا هستی
8-7 سعی کن کارت انجام شود / منتظرش باش هدیه مضطرب
9-8 دیدار بهش خیانت می کنی دیدار یه دوست صحبت در باره تو
10-9 به تو فکر میکند صحبت در باره تو شب وحشتناک به تو فکر میکند
11-10 بهت فکر می کند به رفتارت اهمیت میدهد منتظر توست به فکر گذشته باش
12-11 صحبت درباره تو خواب خوب اتفاق خوب شب ترسناک
1-12 تورادرخواب میبیند ترکش نکن خواب خوب
ساعت 4شنبه 5 شنبه جمعه
7-6 خوابت را میبیند نامه صبر کن
8-7 دربارت کنجکاوه دیدار فامیل میشوی
9-8 مغرور باش جوابش را بده دربارت کنجکاوه
10-9 درخانه اتفاق می افتد صحبت مسافرت
11-10 هرگز فراموش نمیشوی دوستت داره باهاش رابطه برقرارکن
12-11 درست فکرکن دیدار اولین و آخرین عشق
1-12 هوشیار باش خبر خوش صحبت
2-1 به تو احترام میگذارد بهت فکر میکند مهمانی
3-2 به حرف مردم انتقاد میکند دوستت داره عاشق میشوی
4-3 از تو خوشش می آید اذیتش نکن دیدار
5-4 دربارت فکر میکنه بعد از ظهر خوب دیدار
6-5 خبر خوش مواظب باش خیانت کار نباش
7-6 در تکاپویی کسی را دوست داره ازدواج
8-7 بعد از ظهر خوب هیچی با کسی درد دل میکنی
9-8 دوستت می آید خیانت کار نباش مواظب باش
10-9 صحبت بهت فکر میکند رنج
11-10 خواب خوب دیدار در مورد خودت فکر کن
12-11 ازدواج خوشبختی به حرف مردم گوش نکن
1-12 خواب خوب ازدواج خوابش را میبینی
ای خدا Hard دلم Format مکن
Field من را خالی از برکت مکن
Option غم را خدایا On مکن
File اشکم را خدایا Run مکن
Delete کن شاخه های غصه را
سردی و افسردگی را ، هر سه را
Jumper شادی بیا تا Set کنیم
سیستم اندوه را Reset کنیم
نام تو Password درهای بهشت
آدرس Email سایت سرنوشت
تا نیفتد Bug در اندیشه مان
تا که ویروسی نگردد ریشه مان
ای خدا از بهر ما ایمن فرست
بهر دل های پرآتش Fan فرست
ای خدا حرف دلم با کی زنم
Help می خواهم که F1 می زنم
![]()
- می دونستی این مریض خودشو یک میلیون دلار بیمه عمر کرده؟ الان زنش تلفن زد و گفت.
- چی ؟ منظورت چیه که اینو واسه عمل نیاورده بودن؟!
- کاش عینکم رو توی خونه جا نذاشته بودم.
- این مریض بیچاره اگه اشتباه نکنم زن و بچه داره! نه؟
- پرستار! نگاه کن ببین این آقا برای اهدای عضو ثبت نام کرده بود یا نه؟
- خدای من! منظورت چیه که ازش برای قبول مسئولیت مرگ امضا نگرفتین!
- نگران نباشین ، فکر میکنم این تیغ به اندازه کافی تیز باشه!
- چیه؟ چرا اینجوری نگاه میکنین؟! تاحالا ندیدین یه دانشجو اینجا جراحی کنه؟
- الو! سلام عزیزم! چی؟ منظورت چیه که طلاق میخوای؟
- من که نمیدونم این چه عضویه! ولی به هر حال زود بذارش وسط بسته یخ!
- عجله کنین من نمیخوام این قسمت سریال رو از دست بدم.
- پس بچه کو؟! مگه مریض رو برای سزارین نیاورده بودن؟! اینجا اتاق شماره چنده؟
- هی پرستار! یه ست جراحی دیگه روی اون یکی میز بازکن. اون مریض هنوز داره تکون میخوره!
البته دعا میکنم که این آینده ی ماها نباشه....![]()
ن
مقايسه قسمت هاي مختلف مربوط به مدرسه با فيلم ها
مدرسه ما : پايگاه جهنمي
خروج از مدرسه : فرار از آلكاتراس
ديدن مدير از دور : شبهي در تاريكي
نمره بيست : افسانه آه
مدير مدرسه : مرد 6 ميليون دلاري
شوخي با مدير : بازي با مرگ
روز دادن كارنامه : حادثه در كندوان
امتحان : شايد وقتي ديگر
روزي كه معلم به كلاس نمي آيد : بوي خوش زندگي
اخراج از كلاس : يك بار براي هميشه
نمازخانه دبيرستادن : قطعه اي از بهشت
زنگ آخر : آرايشگاه زيبا
امحان پايان ترم : قلب ها براي كه مي تپد
پيام متقلب براي ديگران : چشم هايم براي تو
راهي براي متقلبان : جيب بر ها به بهشت نمي روند
آنتن مدرسه : جاسوس سه جانبه
جاي سيلي معلم : دايره سرخ
دبير تربيتي : پاك باخته
صفر هاي پشت سر هم : برج مينو
اعتراض براي نمره : شليك نهايي
حياط مدرسه : پارک ژوراسيک
زنگ ورزش : المپيک در بازداشتگاه
شوراءدبيران : جنگ نفتکشها
ناظم : پليس آهني
کنکور : بالاتر از خطر
ديدن معلم از دور : سايه عقاب ها
نگاه معلم : بگذار زندگي کنم
دانشگاه : سرزمين آرزوها
خارج از مدرسه : آن سوي آتش
بحث با مدير : فرياد زير آب
شاگرد اول كلاس : پرنده كوچك خوشبختي
پاي تخته : لبه تيغ
ديكتاتوري معلم : مزد ترس
منفي هاي پشت سر هم : گلوله هاي بي صدا
اولين دانش آموزي كه معلم از او درس مي پرسد : قرباني
وراجي سر كلاس : مجوز مرگ
آخر كلاس : بهشت پنهان
مبصر كلاس : افعي
بوي جوراب بچه ها : عطر گل ياس
دبيرام مدرسه ما : تبعيدي ها
اخراج از مدرسه : مي خواهم زنده بمانم
سايه دبير تربيتي : سايه شوگان
دفتر دبيران : خانه ارواح
نمره ده : شانس زندگي
اتاق ورزش : جزيره آدم خور ها
سال آخر دبيرستان : سال هاي بي قراري
ساختمان مدرسه : آسمان خراش جهنمي
اخراجي ها : بينوايان
رفتن به دانشگاه : هدف سخت
دفتر مدير : کلبه وحشت
صاحبان نمره زير ده : سربداران
كيف هاي دانش آموزان : محموله
ظرفيت نيمكت ها : دو نفر و نصفي
سوسك در كلاس : انفجار در اطاق عمل
كلاس خصوصي : وعده پنهان
زنگ ادبيات : نان و شعر
دفتر ناظم : محكمه عدالت
حالت دانش آموز هنگام پاسخ دادن : زرد قناري
دانش آموزان رشته تجربی : سوته دلان
رفتار مشاور مدرسه با دانش آموزان : عاشقانه ![]()
هر که از کوچه ی تنهایی من می گذرد
به هوای هوسی هم که شده
سرکی میزند و می گذرد...
**********************************************************
زندگی باید کرد
گاه با یک گل سرخ
گاه با یک دل تنگ
گاه باید رویید در پس این باران
گاه باید خندید بر غمی بی پایان...
**********************************************************
نه تو می مانی نه من و نه اندوه و نه هیچیک از مردم این آبادی...
به حباب نگران لب این رود قسم
و به کوتاهی آن لحظه شادی که گذشت
غصه هم خواهد رفت
آنچنانی که فقط خاطره ای خواهد ماند...
**********************************************************
کاش می شد همچو آواز خوش یک دوره گرد
زندگی را بار دیگر دوره کرد
![]()
![]()
![]()
خوب اگه نمی دونستید ، حالا بدونید ..... ![]()
![]()
![]()
![]()
1-دختر های عزیز اگر دانشجو هستید و تقا ضای جزوه از شما زیاد است به پسرها قول
بدهید که جزوه را روز قبل امتحان به دست شان میرسانید وحال با خیال راحت میتوانید روز
قبل امتحان به دانشگاه نیایید
2-اگر پسری شماره ازتون خواست با متانت کامل شماره برادر گرامیتان را بدهید و بگویید
منتظر تماس هستید( البته اگه برادرتان از اهالی محترم لات های سر کوچه باشه نتیجه جالب
تری عاید پسر خواهد شد)
3-اگر در حال رانندگی هستید و پسری ازتون سبقت گرفت تا بهتون ثابت کنه رالی کار میکنه و
بهتون گفت :رانندگی کار ما شیرمرد هاست نه شما ها.
شما میتونین بزنین رو گاز و به ماشین طرف نزدیک بشین و علاوه بر این که دستتون رو روی
بوق گذاشتین از انتهای حنجره ی مبارکتان یک جیغی بکشید که تن جد محترم پسره هم در
گور بلرزه و بلند بگویید مگه خودت خواهر مادر نداری؟ ای مردم بیاین منو از دست این شیاد
نجات بدین
این موقع هست که پسره کلا واژه ی شیر رو از ذهنش واسه ی همیشه محو میکنه و به
دنبال یه سوراخ موش میگرده
4-اگه یه پسری ازتون خواستگاری کرد دو حالت پیش میاد
الف-اگه از پسره خوشتون میاد که دیگه خودتون بلدین چیکار کنین (در محدوده ی این بحث
نمی گنجه)
ب-اگه از پسره خوشتون نمیاد بهش بگین شماره و ادرستون روبدین تا شوهر سابقم رو واسه
تحقیق بفرستم خدمتتون(قیافش اینجا خیلی دیدنیه)
5-سعی کنید در یه رشته مثلا کوهنوردی تبحرلازم رو کسب کنید و با نامزدتان به کوه رفته و
بهش بگویید:اگه منو دوست داری باید اول به قله کوه برسی
باور کنید تلاشش واسه بالا رفتن از کوه و جلو زدن از شما خیلی دیدنیه(به خصوص اگه وزنش
هم بالا باشه)
6-یه سوال فوق العاده سخت و گیج کننده رو پیدا کنید و به هم کلاسی پسرتان نشان دهید و
به او بگویید :از اونجایی که شما از بقیه هوش بالاتری دارین میشه این مساله رو واسم حل
کنید(با لحنی معصومانه)
اینجاست که پسره سرخ و سفید میشه و با راه حل های عجیب و غریب والبته اشتباه تن
انیشتین و داروین و مندل و ....روتوی قبر میلرزونه ,اخرشم با کمال تاسف اعتراف میکنه که
بلد نیست
